تبلیغات
وبلاگ شخصی علی محمدی - شعری جالب از شیخ رضا1

به‌ شادمانی هه‌موو گه‌ل و هۆز ساڵی نوێ کوردی لێتان بێت پیرۆز

شعری جالب از شیخ رضا1

نویسنده :علی محمدی
تاریخ:دوشنبه 7 بهمن 1392-07:25 بعد از ظهر

روزی ناصرالدین شاه می پرسد که منظور لسان الغیب حافظ از سرودن این شعر : بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت . چیست ؟ بسیاری از شعرا جواب سؤال را میدهند ، اما ناصرالدین شاه که خود نیز طبع شاعری داشته ، هیچ کدام را نمی پسندد . این سؤال به گوش شیخ رضا میرسد . ایشان در جواب سؤال شاه ایران مینویسد :

شاه والا وقت طالـــــع روی در ادبــار داشت

این دل غم منزلــــم را غرق در اکــدار داشت

بر سرورم صد هزاران کوه غصــه بار داشت

صاحبا در حالتی کین بنـــــده غم بسیار داشت

یادم آمد آن کلام آن جنــــــــــاب اظهار داشت

 

کرده بودی زامتحان با شاعران گفت و شنفت

کــز وجــود مـــن بر و در منظر عالـــم برفت

هیچ کســـی بر وفـــق طبع من در معنی نسفت

گفته بودی مقصد حافظ چه بــود از آنچـه گفت

(بلبلی برگ گلی خوشــــرنگ در منقار داشت)

 

زان حبیب حی و حـــــق امداد فیض سرمـــدی

بس تضــــــرع کرده مانـــد در باب آل احمدی

ذات احمد را شفیــــــــع آورده بر هر مقصدی

نصف شب غواص گردیــــــدم به بحـر ابجدی

تا ببینم این صـــــــــدف آیا چه در ادبار داشت



داغ کن - کلوب دات کام
می‌پسندم() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo

نیت کنید و اشاره فرمایید


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی


k2cod go Up
تماس با ما
=== ===