تبلیغات
وبلاگ شخصی علی محمدی - جوک

به‌ شادمانی هه‌موو گه‌ل و هۆز ساڵی نوێ کوردی لێتان بێت پیرۆز

جوک

نویسنده :علی محمدی
تاریخ:دوشنبه 19 دی 1390-11:23 قبل از ظهر

شخصی جایی میرفته میبینه یه زن داره دعا میکنه خدایا یه شوهر خوب برا من پیدا بشه و ... که یارو یهو خودش رو میندازه جلو و میگه خدا هل نده - خدا هل نده!!!!

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام می دهند یا نه!!!!


غضنفر با لباس تو رودخونه شنا می کرده، ازش می پرسن چه کار می کنی؟

می گه: لباسامو می شورم

بهش می گن: ماشین لباسشویی تو خونه ندارین؟

می گه: داریم، ولی وقتی می رم اون تو سرم گیج می ره!


غضنفر با یک سرهنگه سوار هواپیما میشن . غضنفر رو به سرهنگه می کنه میگه ببخشید شما گروهبانید؟ سرهنگه میگه نه

غضنفرهمین سوال رو چند بار می پرسه. آخر سرهنگه خسته میشه میگه بله بابا من گروهبانم . غضنفر میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی ؟!!

وقتی هنوز یه سالت نشده پدر مادرت هی میگن بگو بابا.. بگو مامان

الان میگی مامان. میگه زهر مارو مامان !






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دوشنبه 26 دی 1390 11:25 قبل از ظهر
ده ست خوشبی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo

نیت کنید و اشاره فرمایید


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی


k2cod go Up
تماس با ما
=== ===